تبليغاتX
"گلستان شاهد"
"گلستان شاهد"
چهارشنبه پنجم فروردین 1388
" روز از نو روزی از نو " ! ...  
سلام

آهاااای مجردا !!  آهاااای اونهایی که تازه متاهل شدید  الهی که زندگیتون  مثل همین روزهای اول بهار  سرشار از لطافت و طراوت و صفا و صمیمیت باشه ( اما ) !! برای متجلی شدن این شاخصه های خوشبختی در زندگی  حتما" لازمه که یک شرط  رعایت بشه ! و اون شرط اینه که : در طول زندگی !  ضمن آنکه به مناسبتها و سنتهای ( ملی و مذهبی ) ! اهمیت میدهید ! باید با نگاهی عمیق ! و دقیق ! و با مطالعه و تدبر و مشورت با اهل فن و... از نکات مثبت  و ریشه دار و اصیل ! نهایت بهره و استفاده را ببرید و آنها را  عملا" ! در تمامی مقاطع زندگی خود جاری و ساری  و کاربردی کنید ! و معاقبا" !! با همان دقت و ژرفنگری و... ! از نکات منفی و خرافی و ... که معمولا ریشه در سطحی گرایی ! و  فقز علمی ! و عوام زدگی و احساسات کاذب ! دارد پرهیز کنید ! ( کار غلط غلطه ) !! با هر اسمی و هر عنوانی و  با هر " رنگ و لعابی" !! 

 سنتهای ملی ! و آئین های مذهبی! دو رکن مهم در شکل گیری بینش و تفکر ! و کنش ! و واکنشهای  فرهنگی و اعتقادی ماست !! و هر چه این چشمه زلالتر ! و شفافتر باشد ! گواراتر ! و موجب نشاط روح و جان انسانهای اندیشمند و خردمنمد و آینده نگر است  البته میدونم که این مبحث ! جای حرف و نظر و مباحثه بسیار دارد ! اما دلم می خواست( فعلا" با همین مختصر اشاره ! برای اهل ذکاوت و دقت و نظر ) !! در این اول سال و بهار زیبا ! و  با یادآوری و تذکر به این نکات سرنوشت ساز ! و همچنین تقدیم پیامی اجتماعی در قالب شعر ! با عنون :" روز از نو روزی از نو " !!   هدیه ای معنوی و ناقابل ! تقدیم حضور تمام عزیزانی کنم که در شرف ازدواج و یا در ابتدای مسیر پر پیچ و خم ! زندگی هستند و از صمیم دل برای همه آنها و همه عروس داماد های کمی تا قسمتی قدیمی ! آرزوی سلامت و سعادت و خوشبختی و عاقبت بخیری می نمایم

 وقتیکه سال عوض میشددلم سوخت! دلم برای کشت و حاصلم سوخت!

هر کسی از حاصل خود راضی بود ... اما کلاه من پیشم قاضی بود !

برای خرمنی که انباشته ام ... چه "حق هایی" زیر پا بگذاشته ام !!

"حق خدا " که حق برترین بود ... نکردمش ادا که حق دین بود !

تو ده تا جمله ام دوتاش قسم بود !! وقتی ز دل نبود دروغ به هم بود !!

" وقتی خدای من خدای واهیست" !! حاصل من خرمنی از "سیاهیست" !

وقتی که سال عوض می شد حالی بود ... زمان عید و وقت خوشحالی بود !

جلوی چشم هر کسی گل یاس ... اما جلوی چشم من " حق الناس " !!!

"حقوق همسایه و حق همکار" ... به زیر پا گذاشته ام چه بسیار !!!

"سفره هفت سین و دو شمع روشن" .... گویا که می گفتند دو تایی به من :

"هر دوی ما به عشق هم روشنیم" ... نور وجود خود به هم افکنیم !

اگر چه عمر ما کم است و کوتاه ... یک لحظه بر نداریم از هم نگاه !!

"تو شعله ها گرچه رسد مرگ ما !! آب میشه کم کم این دل تنگ ما !

"ولی به پای حق هم می ایستیم " !! گر چه سحر که میشه دیگه نیستیم !!

"قصه این دو شمع فوق العاده " ... بیادم آورد " حق خانواده " !!!

حقی بزرگ بنام زیبای "عشق" !! که تا به حال نریختمش پای " عشق " !!

با صلوات که شوری در دل افکند ... خبر رسید عید است و و قت لبخند !!

بانگ صلوات چون " ز جان بلند شد" ... " وجدانم از خواب گران بلند شد " !!!

"رفتم کنار همسرم نشستم " .... " بت غرور را در خودم شکستم " !!!

گفتمش عید آمد و و قت مستی !! " بهار من از این به بعد تو هستی " !!!

از این به بعد همیشه در سپاسم ... " فصلی بجز بهار نمی شناسم " !!!

مرغ دل و پر ز قفس میدهم ... " حقوق دیگران و پس می دهم" !!!

" از این به بعد می خوام بشم بهاری " ... " با هم باشیم مثل دو تا قتاری" !!

"مثل همین دو شمع عاشق باشیم" ..." کنار هم همیشه عاشق باشیم" !!

چون عمر شمع است عمر کوتاه ما ..." الهی حق همیشه همراه ما" !

" روز از نو روزی از نو با یاد حق" ... به امید کمک و امداد حق !!

( شاهدا )سال کهنه رفت و عیدشد!! "نوبت امتحانات جدید شد" !!   

 

 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس