جامعه مثل هرمی می مونه که عوام ! قاعده و خواص ! راس و نوک هرم را تشکیل می دن !!
اهل کمال و اندیشه و فهم و... اهل تفکر و شعور به طرف راس هرم حرکت و صعود می کنند !!
صعود !! و در راس قله قرار گرفتن خیلی لذت بخش و مطلوبه اما !!
آیا می توانی هزینه و تبعات اونو بپذیری ؟!!
چون !! هر چی از قاعده فاصله می گیری بخواهی یا نخواهی !! به سوی راس هرم داری صعود می کنی اما !! راس هرم ! همانند قاعده وسیع نیست !! و دارای محدویت مکانی !! و همزبانی !! و هم دلی !! و همفکری !! و.... می باشد و آیا تو می توانی این محدودیت و انزوا !! و این تنهایی در درک دغدغه و افکار و نگرانیهای باطنی را تحمل نمایی ؟!!
آیا می توانی نگاهها !! و انگها !! و .... عوامی که در دامنه قاعده به دلایل مختلف !!! قادر به صعود نیستند !! را تحمل نمایی ؟!!
آیا ..... و آیا و..... آیا ...... ؟!
پس اگر چه پرنده افکار و روح تو !! در بلندای قله در پرواز است اما !!
(((از قاعده نشینان هرگزدوری و پرهیز مکن !! و از آواز روح نواز و نغمه اندیشه ساز !! بر آنان دریغ مکن))) !!
که مجاهدت واقعی یعنی :
ریشه یابی دلایل مختلف قاعده نشینی !! و جهد و کوشش و تلاش !! در جهت ارتقا فکری عوام !! و کمک به رهایی آنها از :
ژرفای ظلمت !! و ارتفاع پست قاعده !! به سوی راس هرم !! و نوک قله روشنایی و فهم و کمال و دانایی !!
فضل الله المجاهدین علی القاعدین !! اجرا" عظیما .....

