تبليغاتX
"گلستان شاهد"
"گلستان شاهد"
شنبه سی و یکم مرداد 1388
" فلسفه روزه " !! ...  
سلام

معمولا"  چند روز مونده به ماه مبارک رمضان این جمله تکراری را زیاد می شنویم  :  امسال بوی ماه رمضون نمیاد !! یا عده ای دیگه بر عکس نظر میدن که : از همین الان داره بوی ماه رمضون میاد !! این بوی ماه رمضون چه جور بویی  میتونه باشه ؟؟! که یک عده اونو استشمام میکنند و یک عده نمی تونند اسشمام کنند ؟؟!! یکی از دوستان   طناز و بذله گو میگفت : بوی ماه رمضون یعنی بوی زعفران و گلاب  شله زرد ! و فرینی ! و زولبیا بامیه ! و چلوکباب کوبیده و قورمه سبزی و...... اما سوای از شوخی !! این اختلال ! در استشمام بوی ماه مبارک رمضان ! مربوط به این بینی ظاهری رو صورت ماست ؟؟!! یا مربوط به استشمام کننده درونی !  که منشا آن دل و سیرت ماست  ؟؟!! راستی ! چرا این سفره های  بی تکلف و ساده افطاری که  همراه با چای و خرما و نان و پنیر و سبزی  و ریحان خوشبو  و بعنوان مکمل ! همراه با طعامی گرم  که  در حد توان قشر متوسط جامعه می باشد ! بر  ذائقه مادی و معنوی اثر گذارتر  است و بقولی بیشتر مزه میده  ؟؟! تا سفر های رنگارنگ و اطعمه  گران قیمت و ...... که البته اینگونه سفره های افطاری هم اثر گذاره ! اما بر قلب و دل آنها که  :در طول هفته ! و یا ماه ! و یا شاید چندین ماه !! رنگ گوشت و برنج دانه بلند !! و انواع اطعمه و اشربه را در میان سفره  خود نمی بینند !! و به بوی انواع طعامهای خوشبو که از منازل همسایه ها هر روز  هر شب استشمام میکنند خوشند !! که وصف العیش ! نصف العیش !! و البته !! سیمای محترم هم با پخش انواع تیزرهای تبلیغاتی خوراکی ها و تنقلات ترش و شیرین و.......  و همینطور برنامه های جذاب آشپزی که انواع غذاهای خوشمزه کبابی و سرخ شده و سوخاری و اسپاگتی های مختلف و انواع پنیرهای پیتزا و.........  را با آخرین متد ها و روشهای روز سر آشپزهای رستورانهای اروپایی و..    !! آموزش میدهند !  مطمئنا" سهم بزرگی در این خوشی ! و حال و هوای رویایی دارند ! در عین حال ! فر ارسیدن ماه مبارک رمضان را به شما و  همه خوبان خدا تبریک عرض می کنم و شعر (( فلسفه روزه  را تقدیم حضورتون میکنم )) :

ماه رمضون نشده مریضه !! دور ز آب و نون نشده مریضه !!
دیزی که خورد با فلفل سبز یا سرخ !!یا ساندویچ بندری نگفت اوخ !!
حالا که نزدیک شده ماه روزه !!هی میگه آخ که معده ام می سوزه !!!
خلاصه اومد سحر اولی ...  وجدان صداش زد که چقدر تنبلی
؟!
معده تو یه ساله که می جوشه !! یه ساله که می خوره و می نوشه !!
دستگاه باشه بعد از یه سال میکس میشه !! موتور باشه دوباره سرویس میشه !!
استراحت به جسم خود کاش بدی !! به معده ات کمی راحت باش بدی !!
حرفای وجدان در طرف اثر کرد ... نیت برای روزه اون سحر کرد !!
از خود صبح تلقین نشست رو دوشش !! چه حرفایی که خوند میون گوشش !!
خشکه گلوم !!سفید شده زبونم !! طاقت تا افطار ندارم می دونم !!
این روز اول روز بی حالیه !!جون ندارم چون معده ام خالیه !!
به همکارش گفت: فلانی بی تابم ... یه گوشه ای میرم کمی بخوابم !!
نشونیمو هر کی گرفت بفرما: دنبال کار رفت و از اینجور حرفا !!!
چون کردم اونجا کمی خواب راحت !! میام تو برو برا استراحت !!
تلقین که شد کارش تموم با آقا !! رفت سراغ خانم خونه حالا !!
وای که چه بی حوصله و کسلم !!وای که چه ضعفی افتاده تو دلم !!
اول صبح دلم شده پر آشوب !! کی می تونه صبر بکنه تا غروب ؟!
تا افطاری اگر داریم خیلی کار ...  میرم توی حال و هوای افظار !!
اگر چه صبح و اول آفتابه ...  روی اجاق می ذارم این مای تابه !!
این روغن و این پیاز ریز شده ... این قابلمه سبزی تمیز شده !!
تا چندتا قل بخوره این سبزی آش ... مرغ و بیرون بیارم از سر جاش !!
چلوی مرغ بی زعفرون نمی شه !!با سالاد کاهو خدا چی می شه !!
کمی برنج هم شستشو باید کرد ...  اینهم گلاب ناب برا شله زرد !!
ای وای که پس زول بامیه چی میشه ؟!! گوشت برای این شامیه چی میشه ؟!!
نمیدونم هل برا چی شدم من !! تلفن و پس برا چی گذاشتن ؟!!
باید بگیرم شماره به فوری  ... الو ! سلام حالت خوبه چطوری ؟!!
عصری سر راهت برو مغازه ... دو کیلو گوشت بگیر که باشه تازه !!
نون که خریدی هر کجا ایستادی ... ببین کجاست مغازه قنادی !!
تا که نرسیده زمان افطار ... زول بامیه بگیر به خونه بیار !!
الو ! چی ؟  نشنیدم بگو دوباره !! دو ساعت و نیم دیگه افطاره ؟!!
یه بار دیگه بگو تا من بدونم ... یعنی " من از صبح توی آشپز خونم " ؟!!
گوشی رو انداخت و نشست به زانو ... نغمه ای آمد به در گوش او :
(( تو پخت و پز و به یاد قنادی ... یک روز پر بها رو از دست دادی )) !!
(( ماه رمضون ماه خورد و خواب نیست !!! رستوران مرغ و چلو کباب نیست )) !!
(( فلسفه ماه رمضون چیه ؟!! صبر و تحمل یک کلام تزکیه )) !!
یه صبح تا شب نخور مگه چی میشه ؟!! (( تا ببینی گرسنه چی می کشه )) !!
(( سفره افظاری و رنگین نکن !! خون به دل فقیر و مسکین نکن )) !!
(( حقیقت روزه بخور بخور نیست !!! مومن اگر باشی شکمت پر نیست )) !!
این ماه قرآنه آهای مسلمون !!! یه بار شده بیا و قرآن بخون !!
این ماه صبره رو گناه پا بزار ... بیا توی دامن پرودگار !!
(( مومن شب قدر و هدر نمیده ... بدون درخت خشک ثمر نمیده )) !!
ماه رمضون مبارک بر آن شخص ... " که داره یک برنامه مشخص " !!
(( بندگی و روزه داری عبادت ... تفکر و مردم داری سعادت )) !!
( شاهد ) به این برنامه ها عمل کن ... زندگی رو شیرین تر از عسل کن !!

نسخه چاپی این شعر در وب اولم یعنی :پیامهای احتماعی و ... در قالب شعر قابل مطالعه و پرینت است و آدرس وب پیامها و.. در قالب شعر را در پیوند های " گلستان شاهد " کلیک نمایید ! التماس دعا

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388
" تولدی دوباره " !! ...  
سلام

۳۱مرداد ۱۳۶۱ آن تابستان سوزان ! همیشه  منو بیاد  آن  روز !  می اندازه که برای من تولدی دوباره  بود و نقطه عطفی بی بدیل ! و البته سرنوشت ساز !
وقتی از پشت به زمین افتادم !! وقتی آتش و دود کم کم از جلوی چشمم کنار رفت و سوزش پایم به قلبم سرایت کرد !! از همان لحظه  !  نشئگی عشق !! به سراغم اومد و مستم کرد !!

بخدا که بر ندارم سر از این خمار مستی !!
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی !!

آنقدر گرفتار خم ابروی یار شدم و محو تماشای آن گل بی خار  شدم و تشته تر از پیش بر آن ساغر گلنار شدم !!  چه بگویم که جان بر لب من آمد و از شوق وصالش ! گه زاهد و گه کافر و گه بر سر سجاده و گه گوشه میخانه  ! و گه در دل بازار ! تماشایی و انگشت نمای دوستان !!  و خیل اغیار شدم !! از خود گسستم ! بر خاک نشستم ! فریاد زدم : خوب و یا ذره ای پستم ! فاش میگویم و شاد زین گفته هستم : سوگند به حلقه های زلفش ! ایها الناس من  می  پرستم !!   من تشنه لبم آب حیاتم بدهید راهی به سفینه النجاتم بدهید  از برکه جانسوز فرات یک قطره می ! وقت مماتم بدهید  طولی نکشید حاجت روایم کردند از گوشه میخانه صدایم کردند  !! و در سال دگر!!  اواسط زمستانی سرد !! یک  جرعه  ز  پیمانه بعدی ! بکامم کردند شد آن شب یلدایی چو نوروز  نزدیک به ۱۰ روز !  بیهوش از شراب ارغوانی !! ارغوانی شدم و گوشه میخانه کمانی شدم و رسوای جهانی شدم ! اما !  تا به هوش آمدم ای وای !! بدیدم که منم بی کس و تنها  بین آن تفدیده صحرا !! قافله ساکت و خاموش زده بود تنگ غروب بانگ رحیل  و رفته بود سوی کواکب!! تا که من با دل خسته با همین قلب شکسته  بنشینم دل شبها !! تک و تنها تک و تنها  !! بکنم هر دم نظاره آسمان پر ستاره !! شاید از آنجا شهابی !! یه خبر برام بیاره!! خبری ز نزد دلدار !! مژده ای از لب آن یار !!
می رو م دوباره از هوش !! چون دهد وعده دیدار !! ......

من هنوز منتظر و گوش به زنگم  قفس تن شده تنگم  از فراقت ای قشنگم زرد شد سرخی رنگم من نه از اهل درنگم خود خبر داری که لنگم من که بر درگاه تو چون کاهیم  لنگ لنگان سوی کویت راهیم عاقبت حاجتمو من میگیرم  یه روز از شوق وصالت میمیرم  ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست  به هوای سر کویش پر و بالی بزنم الهی آمین

پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
" منتظران مصلح " ....!! ...  
السلام علیک یا اباصالح المهدی.ع. ادرکنی

                 

 بخاط زلال چشمان آبی کودکان بیا ! بخاطردل پاک و معصوم طفلان بیا

روا بود زهجرت گریبان پاره کنم ! دلم گرفته ! بگو چه چاره کنم ؟!

  

  منتظران مصلح خود باید صالح باشند

 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس