تبليغاتX
"گلستان شاهد"
"گلستان شاهد"
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
" رسم و رسوم " ! ...  
سلام!

یا مقلب الاقلوب و الابصار  یا مدبر الیل و النهار  یا محول الحول و الاحوال  حول حالنا الی احسن الحال  برحمتک یا ارحم الراحمین

در این روزهای آخر سال ! بهتر دیدم که یکی از ( پیامهای اجتماعی در قالب شعرم بنام : " رسم و رسوم "  را که مروبوط به حال و هوای روزهای آخر ساله تقدیم حضورتون کنم ! که از شب یلدا ! و چهارشنبه سوری !! و  نظافت و خونه تکونی عید !! و همینطور سنتهای عید نوروز !! و .... میگه و.... دیگه پر حرفی نمی کنم !  فقط اینکه جند بیت مربوط به شب یلدا را می توانید درچند  پست عقیتر ! و با نام" شب یلدا "مطالعه کنید !  ( " رسم و رسوم "! در وب پیامهای اجتماعی  و... بصورت چاپی قابل مشاهده و برداشت پرینت است برای کلیک ! به پیوندهای" گلستان شاهد" رجوع کنید ) ) ! پیشا پیش عید نوروز را هم تبریک عرض می کنم  و فرمایش علی .ع. را به خودم و همه یاد آوری میکنم که : آن روز که معصیت نکنید عید شماست !!  یا علی مرا دریاب

 

 

چارشنبه سوری یادته چه جور بود ؟! حقیقتا" یه جشن و یه سرور بود !

بوته فروش از وسط بیابون ... بوته می آورد کنار خیابون !

بدو بیا! آی بوته بوته بوته !!! بدو ! که شد بوته تموم سه سوته !!

صبح۲ریال عصر۱قرون!!می فروخت..بعدازغروب وقتیکه اونهامیسوخت !

سالی یه بار این وروجک پسرها   می کشیدند چادر به روی سرها !

قاشق زنا تو هر کوچه " ول " بودند !!! پشت در خونه و منزل بودن !

خنده نگو قهقه غوغا می کرداون شب و این خنده ها زیبا می کرد !

 چارشنبه سوری سنتی قشنگ بود... نه جای نارنجک و جای جنگ بود !!

"ترقه ای نبود و رنج دلی که بشنوی نفرین ز هر منزلی

" یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم " !!! این سنتا رو همه دوست می داشتیم !!!

 نیمه اسفند که خودت میدونی ... یعنی نظافت و خونه تکونی !!

عید میومد و وقت خوشحالی بود ... دیگه زمان شستن قالی بود

به همراه گرد و غبار منزل ... شسته می شد کدورتا هم ازدل !!

نه مثل حالا  که دکور میزنند...هی به سرهمدیگه"غر" ! میزنند

رونق تو خونه هست ولی صفانیست!صفاکه نیست دیگه نورخدانیست

رسمی که چون شمعی نداشت تکلف !!! " تجملات" به شعله اش کرده پف !!

" یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم" !!! این سنتا رو همه دوست می داشتیم !!!

بوی بهار میاد و " بوی نوروز " ... مرغک دل پر زده سوی نوروز !

سفره هفت سینی و قرآنی بود ... " خدا خدا ذکر هر ایرانی بود " !!

لحظه سال تحویل چه ساعاتی بود !!! " همراه بوسه ها صلواتی بود " !!

" پدر"  که لبخندش و ابراز می کرد ... زود لای اون قرآنش و باز می کرد !!

می گفت:حالا که قرآن و بوسیدی... این اسکناس وبگیراز من عیدی

"این عیدی بود موجب بالندگی " .... " آموزش دین بود و هم زندگی " !!!

لباس عید لازم نبود نو باشه !!!  هر کفشی نو باشه و " شبروو " باشه !!

" اما اطوی لباسا عالی بود .... مهمونیا محل خوشحالی بود

" هر دید و بازدید از صمیم قلب بود " !! " حرفای زیبا و قشنگ  به لب بود " !!

اما حالا نگاه کنید به" نوروز " !!!!  نگاه کنید به این عید دل افروز !!!

" این عید زیبا رو خراب کرده ایم " !!! بس اون و تو رنگ و لعاب کرده ایم " !!!

عیدی هزارمیدیم هزارمی گیریمبدیم! ندن!دق می کنیم می میریم

صله رحم" بوی پلو " گرفته !!! رفت و آمد بوی چلو گرفته !!!

" یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم !!! این سنتا رو همه دوست میداشتیم !!!

(شاهدا) رسمی اگه منحرف شد!!! چی میشه گفت جز آنکه" آه ! چه حیف شد "!!

 

جمعه شانزدهم اسفند 1387
" روی یار " ! ...  
سلام !

ریحانه خانم  در رابطه با مطالب پست قبل  کامنتی ارسال کردند و در بخشی از آن فرمودند : از هر چی که بگذریم و از هر مبحثی که عبور کنیم و هر منطق و فلسفه ای رو که دور بزنیم
میرسیم به اینجا که باید
چشممون رو بدوزیم به نور و راه خودمون رو بریم !
و منهم در پاسخ ایشون عرض کردم با نظر شما موافقم که باید چشممون رو به نور بدوزیم و راه خودمون رو بریم و ....( اتفاقا" مطلبی در همین زمینه نوشه دارم ! که قصد داشتم در پستی مستقل آپ کنم و نظرات را جهت استفاده بیشتر داشته باشم ) خب ! الوعده وفا !! و اینهم اون مطلبی که وعده داده بودم :

مراقب  چشمان خود  باشید !! تا به چرخش و  گردش بر  روی یار ادامه بده !!   مرافب باشید  نقطه ثقل خودش را هم ! هیچ وقت از دست نده !!

که با محوریت نقطه ثقل روی یار است  که می توان  در مدارعشق و عز ت و اصالت !!  همیشه در گذار و گردش بود !! 

 و این با خسوف و کسوف !! و تلا قی !!  با مابقی ستاره ها ی دنباله دار و البته ریشه دار !! مغایرتی نداره !! که موجب مسرت و سعادتمندی هم میشه !!

چهارشنبه هفتم اسفند 1387
"مباحثه در کلاس" !! ...  
سلام !
چند پست قبل مطلبی در رابطه با "کانون خانواده" نوشته بودم که متعاقبا" تعدادی از دوستان با کامنتهای علنی و خصوصی و میلهای محبت آمیز خود  تقاضا کردند که در رابطه با محیط تدریس و نحوه رفتارم با دانشجویان عزیز هم در صورت امکان مطلبی بنویسم که با توجه به اینکه قبلا" در این مورد مطلبی در آرشیو داشتم ! و با توجه به مشغله های آخر سال و ذیق وقت !  بهتر دیدم همین مطلب آرشیوی !  را کپی و  بصورت پستی مستقل تقدیم حضور مخاطبین محترم کنم .
 لازمه  در ابتدا بگم که من به هیچ عنوان آدرس و یا اسمی از صاحب وبلاگها و کامنتهایی که گاهی جهت بحث آزاد تو کلاس روی پلاسما قرار میدم   نمی برم و همینطور موارد مقالات و یا کامنتها و... که متعلق به بچه هاست و در نوبت آنها ! روی پلاسما گذاشته میشه هم شامل همین قاعده هست و کلا" قرار بر اینه که نه اسمی و نه آدرسی گذاشته بشه !! و بیشتر به محتوا و مطالب توجه و مباحثه  بشه و  اما  این بار نوبت خود من بود تا مطلبی مقاله ای کامنتی با  سوژهای  اجتماعی و.... بیارم و راجع به آن بحث و گفتگو کنیم  دو تا کامنت خیلی زیبا و البته با معنا و پر محتوا  !!  نظرمو جلب کرد که به فکرم رسید مفیدتره که یکی از  کامنتها رو به مباحثه بذارم
 اون کامنت !! و  تعدادی از نظرات بچه ها رو البته بدون اسم اما با مشخصات جنسیت و سطح تحصیلات براتون می نویسم که البته نظرات رو بصورت مختصر یکی از بچه ها برام جمع بندی کرده و نوشته و خودم هم تنظیماتی در ان انجام دادم  که بعد از کامنت مورد نظر  مطالعه فرمایید :
 اول کامنت  مورد نظر :
 (( غروب شد خورشید رفت گل آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت ستاره اي چشمک زد گل آفتابگردان سرش را پايين انداخت .... آري گلها هيچگاه خيانت نميکنند )) !!
 علی . ر مذ کر  کارشناسی : 
از لحاظ تشبیه  و کنایه و اشاره ادبی دچار اشکاله چون  هم خورشید و هم ستاره و هم گل در تشبیه و اشاره بعنوان خواستگاه و علاقه خواهنده یا معشوق و... بعنوان یک ایده آل البته مثبت مورد استفاده و خطاب واقع میشوند  اما اینجا گل و خورشید به عنوان نماد عاشق و معشوق و ستاره بعنوان متجاوز و زیاده خواه مورد اشاره و تشبیه واقع شده اما از نظر محتوا کاملا" قابل درکه که نویسنده اثر نگرانه!! و دغدغه داره که مبادا اونی که بهش علاقه داره دل بدیگری بده !! و....نتیجه گیری می کنم که صاحب اثر خیلی نازک دل و احساسی و البته به عشق وفادار و همیشه نگرانه از دست رفتن محبوبشه !!
 مریم . ب   مونث کارشناسی :
نه !  اصلا" قبول ندارم  که از لحاظ صنعت نوشتاری و تشیبه و...  اشکالی به این نوشته وارد باشه !! چون همیشه  این اسامی در جاهای مثبت استفاده نمیشه مثل خورشید درخشان !! که گاهی هم در مو ارد منفی مانند : تشبیه خورشید سوزان ! استفاده میشه !! یا موج زیبا !! که تشبیهی مثبته !! درموارد منفی هم  از تشبیه موج ویرانگر! یا بی رحم ! استفاده میشه !! اما از لحاظ محتوا آقا خیلی قشنگه !! با اینکه شما مونث یا مذکر بودن صاحب اثر رو مشخص نکردید من بهتون قول میدم اینو یه دختر یا خانم نوشته !!  چون همیشه این خانما هستند که نگرانند و وفادار!! البته نمی خوام بگم آقایون اینطور نیستند اما خودتون بهتر می دونید خانما بیشتر !! استرس دارن !! چون آسیب پذیر ترند
اینجا جلسه یه خورده شلوغ شد !!  و بحث با لا گرفت که من !  وسط اومدم و  گفتم : خواهشا" مناظره و بحث را  جنسیتی نکنید ! و ما  تو این جلسه نیومدیم در رابطه با تفاوت زنان و مردان ! و همینطور اجحافهایی که ممکنه در طول تاریخ به خانمها یا گاهی به آقایون شده و ... دلایل خودش که جای بحث داره مباحثه کنیم و از دوستان میخوام بحثو فیمینیستی ! یا مرد سالاری ! و... نکنند که از شما ها دیگه بعیده!!!
 (بقیه مباحثه ! در ادامه مطلب ) ! 
 

... ادامه مطلب

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس