سال گذشته دبیر ریاضی فیزیک پسرم از او و هم کلاسی هایش خواست برای : ( خط صاف و خمیده و شکسته ) با استفاده از کمک والدین و.... داستانی بنویسند ! و منهم مطلبی را که متعاقبا" مطالعه خواهید کرد را برای فر زندم نوشتم. همیشه معتقد به این نکته ظریف و مهم بوده ام که :
آفرینش هدفمند است ! و با نگاه و بینشی هدفمند ! به هر چیز ! می توان در رشد و بلوغ فکری خود و فرزندان و.... در جهت نگاه باز تر ! و روشنتر ! تلاش کرد
و نهایتا" در جهت هدف آفرینش ! که همانا کمال انسان است حرکت و طی طریق نمود . ![]()
و اما داستان ! و شاید هم حقیقتی ملموس !! :
نام من خط شکسته است ! داستان زندگی مرا بخوانید و عبرت بگیرید !
من از روز اول خطی شکسته نبودم ! من خطی راست بودم و با سرعت مسیر را می پیمودم ! خوش بودم و سرمست و مغرور از اینکه با قامتی صاف ! راه ها را می پیمایم اما حادثه ای پیش آمد که انتظارش را نداشتم !
راه دچار پیچ و خم !! شد و من چون انعطاف نداشتم !! با خطوط دیگر تصادف کردم !! و تبدیل به خطی خمیده شدم !! باورش برایم مشکل بود ! من که خطی صاف و خوش قد و قامت بودم به خطی خمیده تبدیل شده بودم !!
غم این تصادف و خمیدگی یک طرف !! زخم زبانهای خطوط دیگر یک طرف !!! عاقبت در برابر این غصه و ماتم بزرگ نتوانستم بیش از این مقاومت کنم !! و از خطی خمیده تبدیل به خط شکسته شدم !!!
![]()
خط راستی بودم و خمیدند مرا !! ![]()
![]()
![]()
![]()
چون شکسته شدم به کاغذ کشیدند مرا !! ![]()
![]()
![]()

