زمستونی بود و شب یلدایی ... یه کرسی بود و دور اون غوغایی !
هندودنه و شیرینی و آجیلی ... انار سرخ مزه می داد خیلی !
گاهی به حافظ میزدن تفعل ... تمام خونه می گرفت بوی گل !
پدر بزرگ خاطره تعریف می کرد ... مادر بزرگ خنده می کرد کیف می کرد !
بچه ها مشغول تناول بودن ... آفت آجیل بودن و هل بودن !
صمیمیت توی چشا موج می زد ... مرغک دل پربه سوی اوج می زد !
آخر شب عازم بودن به خونه ... در زیر اون برفای دونه دونه !
یادش بخیر رسم و رسومی داشتیم ... این سنتا رو همه دوست می داشتیم
چارشنبه سوری یادته چه جور بود ؟! حقیقتا" یه جشن و یه سرور بود !
بوته فروش از وسط بیابون ... بوته میاورد کنار خیابون !
بدو بیا آی بوته بوته بوته ... بدو که شد بوته تموم ۳ سوته !
صبح ۲ریال عصر یه قرون می فروخت !! .....
اگر تمایل داشتید مابقی این پیام اجتماعی را مطالعه کنید پیامهای اجتماعی و .... را در پیوندهای گلستان شاهد کلیک و در صفحه اول آن مطالعه نمایید .
مادر خانمم که حدودا" ۷۵ سال دارند و بعد از ۳ سال ! تهران اومده از ایام میلاد آقا امام رضا .ع. که تلویزیون صحن و سرای آقا رو نشون میداد و... خیلی دلش گرفته و بود و گاها" آهی میکشید و خلاصه آرزوی زیارت می کرد و...
خانمم چند بار گفت: بیبین ! می تونی برای نوروز هماهنگ کنی بریم و...
دیروز خانمم از سالن ورزش که برگشت گفت: خانمها شنبه دارن میرن مشهد ! بهم گفتند: تو نمیایی ؟ و.... به خانمم گفتم : پس چرا معطلی ؟ گفت : الان ؟! بزار نوروز و...
گفتم : خانمم ! کوووو تاااا نوروز !! تازه مامانت هم معلوم نیست اون موقع تهران باشه ! یااگر بود حالش مساعدسفر باشه ! همین الان که دل مامانت هم داره پر میزنه برای زیارت و... فرصت رو غنیمت بدون و آماده شو !منهم زنگ میزنم مشهد و هماهنگ میکنم و.... گفت : آخه بچه هاااا ! گفتم: اونا با من ! و...
شب یلدا که همه دور همند !! دعای سفر براتون می خونم![]()
تو برو امام رضا خوش به حالت!! بدرقه راهت اشگ چشمونم ![]()
به امام رضا بگو از قول من : دل من تنگه برات مهربونم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یا امام رضا تویی یلدای من !! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
"عشق" امروز امید فردای من !! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

